تبليغاتX
آیه های عشق

آیه های عشق

 

دلبری کن

 

عاشقی رسم است و رسم عاشقی دل دادن است

دلبری   گر  هست   "   ناز  دلبر ی  دل  بردن  است

 

ای عروس فصل گل بشنو  ز  رسم و روزگار عاشقی

دلبری کن "    نه  که  دلبر  از  دل  خود  راندن  است

 

تقدیم به دلبر دل داده

 

 

+نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت2:5توسط لیل | |

 

قدرت عشق

ای  گل عاشق   دلم  با  تو  جفا  کرده  است

زخمی چشمان توست آن که خطا کرده است

بخشش  مجنون  خود  قدرت  این عاشقیست

چشم   خماره  تو   این  قصه  بنا   کرده  است

 

تقدیم به خمار چشمانت

 

 

+نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت0:37توسط لیل | |

 

 

عشق بازی سلطان عشق حسین (ع) با معشوق

من هیچ وقت از این شعر ها نگفتم

ولی یه چیزی من رو وادار کرد به این نو ع شعر البته مدت بیست ساله که من

نوحه و عزاداری های مردم رو که میبینم خصوصا اون های که نوحه یا روضه می خونن

تو نوحه ها امام حسین رو یه ادم داغون که برای یه لیوان آب کلی التماس میکرده

در صورتی که روز عاشورا امام مست معشوق بوده و تو اون لحظه آب معنی نداشته براش

تو این شعری که گفتم خواستم حرفم رو بزنم که امام تو یه عشق بازی دیونه واری بوده با خدا

 

 

(  عشق بازی امام با خدا   )

ظهر نبرد ظهر قدح بازی است

دلبریش عشق و غزل سازی است

هر که بدیدش به صف کربلا

دید نبردش همه تنازی است

 

(  غفلت و جاهلی دشمنان   )

در نظرش هر چه که بود آب بود

تشنگی او به می ناب بود

آب به رویش چو ببستن به ظلم

دشمن او چشم دلش خواب بود

 

(  خواسته و هدف امام   )

گفت حسین : ساقی میخانه ام

جام شرابم بده دیوانه ام

در شب تاریک دل دشمنان

نور تو را دیدم و بروانه ام

 

(  استقبال زهرا از امام و یارانش  )

نور به عشقش به زمین بر کشید

عاشق و معشوق به سویش صف کشید

فاطمه آن بانوی عالم سرشت

جام به دستان و ز کوثر رسید

 

(  محبوبت امام حتی برای طبیعت  )

گرمی خورشید خجالت کشید

خاک به بایش به حقارت رسید

آب فرات در ره دریای عشق

ذکر تو گویان به وصالت رسید

 

(  جاودانگی امام و ظلت یزید یان  )

این همه زیبای و عشق نینواست

سجده ی مخلوق خدا کربلاست

نام حسین در همه جا زنده است

محشر کبرای یزید بر بلاست

 

تقدیم به سلطان عشق

حسین (ع)

 

 

 

+نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت1:53توسط لیل | |

 

تو را من دوست می دارم

 

تو را من تا ابد با آن چه هستی دوست می دارم

تو را با لحظه های ناز و مستی دوست می دارم

تو می دانی که مزگان سیاهت را به یک لحظه نگاهت دوست می دارم

فدای چشم ناز تو  گل نازم

همه آن مستیت را با شراب جام شب در لحظه ی دیدار دوست می دارم

چرا با من نمی سازی عروس قصه ی مهتاب

 که من بوسه ز آن لعل تو را در آن شب امید دوست می دارم

تو می دانی که من با چه خیالی مستیت را دوست می دارم

همه ناز تو را با یک کرشمه در کنارم دوست می دارم

تو می دانی

تو می دانی

 

 

 

 

+نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت0:3توسط لیل | |

 

گلستان دل

 

در گلستان دلم امروز غوغا و شور و شادی بر باست

بوی عطر تن نازگلی همچون تو فضای دلم را عطر آگین کرده است

چه زیباست بهار قلبم در لحظه ی رویدنت ای

 زیباترین گل آرزو هایم

و چه زیباست دیدن رویشت در عمق دل تنگی هایم

بس باقلبی آکنده از عشق می گویم

تولدت مبارک ای زیباترین گل گلستان قلبم

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت1:19توسط لیل | |

 

 

غم دوری از معشوق

دیدار لحظه های با تو بودن زیباست و دل نشین

مستی چشمان زیبا و خنده های شیرینت چه دلبرانه است ای عشق من

آن لحظه ای که نفس هایت به شماره می افتاد اوج عشق تو مرا مست می کرد

و مستی من در چشمان تو نقش می گرفت

ای مهربان ترین معشوق

عاشقانه تو را دوست دارم

و عاشقانه می ستایم حضورت را در قلبم

و غم بزرگ هجرت و دوری از تو دردی را در قلبم به ارمغان می آورد

که درمانش وصالیست که به امیدش مرا زنده نگه می دارد

به امید وصال و درمانی دیگر

 

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت3:9توسط لیل | |

 

 

چشم ناز

ناز  چشم   و   آن  خمارش  را  به  هنگام  نیاز

سجده ها   کردم   خدا  داند  سحر ها  در  نماز

 

این همه رویا  و  مستی خاطرات  لحظه هاست

ای  خراب  من  مرا  بیدار  کن   از   خواب   ناز

 

تقدیم به ناز نگات

 

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت1:48توسط لیل | |

لولی وش

کاش جایم درب یک میخانه بود

در نگاهم چشم ها بیگانه بود

کاش گر جامی به دستم می سبرد

ساقیش لولی وشی مستانه بود

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت3:12توسط لیل | |

 

دل سنگ

تو بیا خورد کن     سنگ دلم رو پودر کن

سر بزن به قلبم    آروم بگیره دردم

شعر بخون با آواز    منم بشم برات ساز

ساقی دلم شی     همیشه عاشقم شی

چون دلم سنگه     یه عمر دل تنگه

یه عمره دل تنگه

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت2:26توسط لیل | |


 بی تو هر گز عشق نیست

رنگ شرابم رنگ لب هاب تو نیست

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت2:47توسط لیل | |

 

نماز چشم

صبحدم چشم نیازم در نماز افتاد باز

سجده بر ناز نگاه و چشم ناز افتاد باز

 

هجرت و دوری ز آن ماه رخت ای نازنین

دیده گریان  آتش دل در فراز افتاد باز

 

بوی عطرت در تن صبح و نسیم زندگی

دل ز غم آزاد و عشقت در نیاز افتاد باز

 

شهد گل ها شد شراب غنچه ی لب های تو

جام سرخ آن شرابت همچو راز افتاد باز

 

بید مجنون چون بریشان می کند گیسوی تو

تار گیسو مستیش  در اوج ساز افتاد باز

 

گر زجام بر شرابت  جرعه ای  بر من رسد

عاشقی چون من به بیشت سر فراز افتاد باز

 

  

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت1:18توسط لیل | |

 

نوازش نور چنان احساس زیبای به او هدیه می کرد

که یک لحظه خود را در آغوشم دید

سرش بر شانه هایم گرمی صورت نازش را ستایش می کرد

یک لحظه نگاهم در چشمانش

 تمنای بوسه ای از لبانش را مستانه به انتظار نشست

آری چه زیبا بود لحظه ای که جام بی در بی شراب سرخ لبانش

مرا مست و او را دیوانه می کرد

 

غروب انجیرستان یاد باد

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت3:49توسط لیل | |

 

خواب رویای منه

 

یه شبی تو خواب من ناز تو غوغا می کنه

ناز اون چشمای مستت میاد و خوابم و رویا می کنه

توی اون خواب گیسوات بریشونن رو شونه هات     

 آخه اون گیسوی بازت من و شیدا می کنه

 

وقتی دستام تو موهات ناز تو آروم می کشه

خمار چشم سیاهت لب مست تو رو رسوا می کنه

به کمون کشیده ابرو ناوک ناز نگاه تو       

 با تمام مزگونش شب امید و تو دلم وا می کنه

 

لحظه ای تبسمت عشق و تو قلبم میاره

که دلم    هستیش و در کام تو بیدا می کنه

وقتی که جام شراب شب مهتاب و دیدم      

موج مستی رو لبات و عین دریا می کنه

 

لحظه ای وصال اون شب توی مستی و جنون

من و مجنون وصالت   تو رو لیلا می کنه

باز بگم از اون همه کرشمه های سحری      

 که همه کرشمه هات تو اوج مستی عشق و افشا می کنه

 

وقتی که دیونه می شه عروس قصه ی مهتاب

برق چشماش خودش و توی دلم جا می کنه

   آره اون خواب   خواب رویای منه     

 رویا های عاشقانت خواب و زیبا می کنه

 

نمی خوام صدای دنیا دل و بیدار بکنه

چون که دنیای هوس دلم رو خواب چشمم و هی وا می کنه

 

تقدیم به رویای همیشه من

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت1:15توسط لیل | |

 

برواز برستو

 

انتظارت را نمیکشم  در رویاهای شب وصال

باد باییزی در قلبم می تازد

رویش گل تازه شکفته را به سوی مرگ می برد

تمام رویا ها در هجوم غم باییز زرد و زرد تر می شود

آری زمستان در راه است

زمستانی سرد و دلگیر

زمستانی که برستوی عشق را به کوچ می برد

زمستانی که سر ها را در گریبان غم می برد

دیگر صدای برستوی عاشق هم سکوت مرا نمی شکند

آری سکوتم را نمی شکند ولی قلبم را شکست و رفت

 

 

+نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت2:37توسط لیل | |

 

میخوام بگم دوست دارم

می خوام بگم دوست دارم    همیشه عاشق می مونم

اگه نشی ازم جدا

 

می خوام بگم دیونه تم     عاشق چشم سیاتم

اگه نشی تو بی وفا

 

دلم می خواد بازم بگی        از عشق و اون دیونه گی

بگی از اون حال و هوا

 

بگی که من بروانه ام         با نور تو دیونه ام

بازم بگردی دور ما

 

بازم می خوام حضورت تو         حضور روبروی تو

برام بشی گره گشا

 

آخه میخوام میخونه رو         لعل لب و بیمونه رو

جام شراب رویا ها

 

آره دلم شکسته شد        هزار و صد تا تیکه شد

وقتی که کردی تو جفا

 

خدا کنه روزی نشه        اون دل تو شکسته شه

که من میشم انگشت نما

 

نمیدونم چی چی بگم          از چی و از کجا بگم

شکستی دل رو بی بها

 

این رو بدون تو قلبمی          هم درمون و هم دردمی

همیشه کن برام دعا

همیشه کن برام دعا

+نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت2:20توسط لیل | |

 

قرار عشق یات نره

روزی که چشمای مستم به نگاهی ناز چشمات رو کشید

روزی که خمار نابی تو چشمای عروس شب رسید

تو شدی ساقی و من    افسون اون نگات شدم

 

روزی که  قلب من آرزو هاش و با عشق تو جلا می داد

وقتی قلب مهربونت سجده قلب من و بها می داد 

تو شدی کعبه و من      مهمون اون خونت شدم

 

اون شبی که تا سحر قصه ی فردا رو می گفتیم

قصه ی زلف سیاه بری دریا رو می گفتیم

تو شدی بری و من     حیرون گیسوات شدم

 

لحظه ای که نفست آواز عاشق رو می خوند

یا که آتیش درونت دل من رو می سوزوند

تو شدی شعله و من      آب رو آتیشت شدم

 

وقتی که بر زدی رفتی روی ابر سر نوشت

مست و مجنون شدی گفتی که منم توی بهشت

تو شدی برنده من     بر های بروازت شدم

 

شبی که تیر دو چشمات تو کمون ابرو هات دیونه بود

لحظه ای که ناوک مزگون مستت رو دلم نشونه بود

تو شدی صیاد و من    شکار مزگونت شدم

 

وقتی اون شب تو شراب جام من شدی

تو وصالت تا سحر خراب کام من شدی

تو شدی لیلی و من     مجنون و دلخونت شدم

 

آخ که اون شب تو میگفتی عاشقم عاشق تو

یا همون لحظه که گفتی هر چی دارم توی دنیا مال تو

تو شدی اسیر و من      زندون اون تنت شدم

 

توی اون وصال دل وقتی میگفتی بخدا

که با هم عهدی ببندیم نشیم از مستی جدا

تو شدی قرار و من      مهر رو بیمونت شدم

 

آخرش گریه ی شوق تو من و دیونه کرد

مروارید اشک چشمات مزه هات و شونه کرد

تو شدی معشوق و من      عاشق و هم دمت شدم

تو شدی معشوق و من       عاشق و هم دمت شدم

تقدیم به تو که همیشه درد قلب منی

+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت1:22توسط لیل | |

 

گل تازه

ای گل تازه شکفته رویشت را در دلم با عطر و بویش دوست دارم

حس شیرینت برای یک ترانه یک غزل

مستیت را دوست دارم    دوست دارم

بس قسم بر ناز چشمت

سرخی لعل لبانت را به یک شب تا سحر در اوج مستی دوست دارم

آن وصالت ساقیا

آن ناز چشمان خمارت را به هنگام نیاز  می برستم   می ستایم

چون تمام لحظه ها را دوست دارم

تقدیم به گلی تازه در گلستان دلم

+نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت2:58توسط لیل | |

 

خنده وصال

خنده ی مستانه ات احساسی را در قلب عاشق می آفریند

احساسی که مست می کند عاشق را به شوق برواز به سوی معشوق

احساسی که نگاه عاشق را به عمق لحظه ی دیدار بلبل به شوق دیدار

گل امید و آرزو هایش می برد

لحظه ی که تیر نگاهت قلب مجنون دل شکسته را نشانه می گیرد

آری آن لحظه ای که چشمان زیبایت مست است از شور و شادی

چشمانی که مزگان مستش چنان تیری که در کمان ابروست

نشانه می گیرد قلب خسته و عاشق را

چشمانی که سخن از لبانی مست می گوید

لبانی که هر لحظه تمنای بوسه بر لب معشوق را دارد

آری آن لحظه ای که جام خالی لبان عاشق بر می شود از شراب سرخ لبان معشوق

لحظه ایست زیبا

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت1:51توسط لیل | |

 

دیدار عشق

 

سلام به نو بهار شکفته باغ خاطره های شب های من

 بدان ای عشق من که در آرزوی دیدن چشمانت لحظه های بی تو  بودن را

با غم جدای و حسرت یک لحظه نگاه بر روی تو که چون شرابی در جام عشق است

را به سختی و درد هایی همراه با ذوقی سر شار از وصالت می گذرانم

ساقی من با تو هستم تا لحظه ای دیدار

آن لحظه ای که چشمان زیبایت نگاه بر محبت مرا یاری کند

و به امید شنیدن ترانه های عشق از لبان همچون لعلت 

وخنده های شیرینت را عاشقانه می ستایم

وشبی که شمع وجودم بسوزد از عشق بروانه ای رقصان امید و آرزو هایم

تو را دوست دارم و می برستم

 

 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت3:21توسط لیل | |

 

بزم  یاران

 

یک  عمر گرفتار حضور و  بزم یاران  بودیم

در  مجلس حرافی  بیگانه هزاران  بودیم

یک  بار  دگر  نمیدهد  ساقی  مستان  عمری

ورنه که به بزم و عیش " بیمانه ای جانان بودیم

 

تقدیم به عمر از دست رفته

 

 

+نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت2:38توسط لیل | |

 

بهار سبزه و بروانه ها

 

شد  دگر  فصل  گل و  ریحانه ها

مستی بلبل به خوناب دل بیمانه ها

 

زنده شد بیراهن هر سبزه ای بر روی خاک

خوش بود  این  نو بهار  سبزه  و  بروانه ها

 

 

+نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت2:11توسط لیل | |

 

به نام او

 

به نا م او که نوروز را به ما  بخشید

به نام آن که بهار را تاج سر جهانش کرد

و به نام اهورای که نوروز را به ایران و ایرانیان بخشید تا

همیشه سبزی و طراوت را در دلهایمان زنده نگاه داریم

بس من با دلی بر از مهر و صفا از عشق اهورای

تبریک میگویم نوروز را به دلهای بر محبت شما

و در این سال نو از اهورای نوروز آفرین میخواهم

که دل هایتان را همچون بهار خرم و زیبا نگاه دارد

برای محبت به عشق خود

سال نو مبارک 

 

+نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت2:5توسط لیل | |

 

چشمان تو زیباست

 

مریم گل من نگاه چشمان تو زیباست

من شبنم گل در سحرم اشک تو دریاست

 

گر غرق کنی مرا به دریای دو چشمت

انجا که کنم جان به فدای تو همینجاست

 

حضور تو در قلبم همیشه می تبد

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت1:9توسط لیل | |

 

عروس شب

 

 سرخی لعل لبت امشب شراب جام من

جرعه ای نوشان که امشب مست گردد کام من

 

مست گردم " مست ان بیمانه هایت تا سحر

ای عروس ناز شب امشب بیا در دام من

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت0:58توسط لیل | |

 

عشق اهورای

 

بلبلی زمزمه در گوش گلی کرد که ای دلبر من

باده ی آن شب از آن لعل لبانت نرود خاطر من

 

گل بگفتا که تو ای باک ترین عشق اهورای من

یاد ان شب که در آغوش تو بودم همه شد باور من

 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت0:42توسط لیل | |

 

شراب سرخ را خواهم

 

برای دیدنت من لحظه های عشق را خواهم

به ناز هر دو چشمت من لب مست تو را خواهم

 

نمیخواهم جدای از تمام لحظه های ناب نابم را

که من هر شب شراب سرخ لب های تو را خواهم

 

تقدیم به جام سرخ شب

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت0:30توسط لیل | |

 

در انتظار تو

 

در انتظار تو ای هفت رنگ اسمان عشقم

در انتظار تو ای سلطان قلبم

در انتظار تو ام         در شب وصال

انتظار ان شب به یاد ماندنی

انتظار نغمه بلبل در آغوش گل     انتظار کرشمه گل به شوق مستی بلبل

به امید بوسه از لعل لبانت

که مستی من در آغوش تو زیباست

و نیاز من با بریشانی موهای تو بیداست

و شراب سرخ عشق با بوسه از لبان تو مرا مست میکند

بس مرا در آغوش گیر ای ساقی میخانه ام

مرا دریاب و مستم کن

 

تقدیم به لحظه ای دیدار

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت0:18توسط لیل | |

 

سند عشق

 

سفر کردم به شهر عشق

به دیدار تو ای افسانه ای زیبای امیدم

به بای بیستون ان شاهد عاشق

به دیدار دل فرهاد

که عشق ما چنان فرهاد و شیرین شد

که تو ای بیستون هم شاهد ما باش

قسم ای شاهد عشاق

قسم ای داغدار لحظه های ناب

قسم ای راز دار عشق

قسم تا ان زمانی که     تو باشی بیستون عشق

همیشه دوستدار قلب هم باشیم

همیشه راز دار جام هم باشیم

همیشه مست مست از روی هم باشیم

همیشه جام در دستان هم باشیم

به امید چنان روزی     به امید چنان عشقی

همیشه شاهد عشقی دگر باشیم

 

تقدیم به درد همیشه قلب من

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت0:6توسط لیل | |

 

 

گل مریم

 

در خیالم عشق را یک بار دیگر دیده ام

 

چون گلی هر دم به نازش در چمن بالیده ام

 

عطر باکش در گلستان دلم برواز کرد

 

شد گل مریم که در باغ دلم من چیده ام

 

خدا حافظ گل مریم       گل ناز بر دردم

 

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت1:51توسط لیل | |

مرگ زیباست

 

همیشه آرزو دارم رسد آن لحظه دیدار

رسد آن لحظه ناب سفر بر بال عشق و آرزو هایم

سفر از مبدا تاریک زندان دلم     بر مقصد نور و نیایش ها

سفر با کوله باری از محبت های بی بایان به شهر ساقی زیبای امیدم

سفر از آن همه احساس های بوچ و تو خالی

از آن نامردمی ها در ره معشوق بوشالی

سفر از شهر دلتنگی به دنیای می و مستی

به میخانه برای بوسه از لعل لب ساقی

سفر از جنس برواز برستو ها

سفر کردن چو آن بروانه ای عاشق به عمق آتش معشوق

سفر زیباست چون زیباست مرگم در ره معشوق

تقدیم به ساقی زیبای امیدم

 

 

 

+نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت1:40توسط لیل | |