|
دیدار عشق سلام به نو بهار شکفته باغ خاطره های شب های من بدان ای عشق من که در آرزوی دیدن چشمانت لحظه های بی تو بودن را با غم جدای و حسرت یک لحظه نگاه بر روی تو که چون شرابی در جام عشق است را به سختی و درد هایی همراه با ذوقی سر شار از وصالت می گذرانم ساقی من با تو هستم تا لحظه ای دیدار آن لحظه ای که چشمان زیبایت نگاه بر محبت مرا یاری کند و به امید شنیدن ترانه های عشق از لبان همچون لعلت وخنده های شیرینت را عاشقانه می ستایم وشبی که شمع وجودم بسوزد از عشق بروانه ای رقصان امید و آرزو هایم تو را دوست دارم و می برستم
بزم یاران یک عمر گرفتار حضور و بزم یاران بودیم در مجلس حرافی بیگانه هزاران بودیم یک بار دگر نمیدهد ساقی مستان عمری ورنه که به بزم و عیش " بیمانه ای جانان بودیم تقدیم به عمر از دست رفته
بهار سبزه و بروانه ها شد دگر فصل گل و ریحانه ها مستی بلبل به خوناب دل بیمانه ها زنده شد بیراهن هر سبزه ای بر روی خاک خوش بود این نو بهار سبزه و بروانه ها
به نام او به نا م او که نوروز را به ما بخشید به نام آن که بهار را تاج سر جهانش کرد و به نام اهورای که نوروز را به ایران و ایرانیان بخشید تا همیشه سبزی و طراوت را در دلهایمان زنده نگاه داریم بس من با دلی بر از مهر و صفا از عشق اهورای تبریک میگویم نوروز را به دلهای بر محبت شما و در این سال نو از اهورای نوروز آفرین میخواهم که دل هایتان را همچون بهار خرم و زیبا نگاه دارد برای محبت به عشق خود سال نو مبارک
|
![]()
Home
|