|
نماز چشم صبحدم چشم نیازم در نماز افتاد باز سجده بر ناز نگاه و چشم ناز افتاد باز هجرت و دوری ز آن ماه رخت ای نازنین دیده گریان آتش دل در فراز افتاد باز بوی عطرت در تن صبح و نسیم زندگی دل ز غم آزاد و عشقت در نیاز افتاد باز شهد گل ها شد شراب غنچه ی لب های تو جام سرخ آن شرابت همچو راز افتاد باز بید مجنون چون بریشان می کند گیسوی تو تار گیسو مستیش در اوج ساز افتاد باز گر زجام بر شرابت جرعه ای بر من رسد عاشقی چون من به بیشت سر فراز افتاد باز
نوازش نور چنان احساس زیبای به او هدیه می کرد که یک لحظه خود را در آغوشم دید سرش بر شانه هایم گرمی صورت نازش را ستایش می کرد یک لحظه نگاهم در چشمانش تمنای بوسه ای از لبانش را مستانه به انتظار نشست آری چه زیبا بود لحظه ای که جام بی در بی شراب سرخ لبانش مرا مست و او را دیوانه می کرد غروب انجیرستان یاد باد
خواب رویای منه یه شبی تو خواب من ناز تو غوغا می کنه ناز اون چشمای مستت میاد و خوابم و رویا می کنه توی اون خواب گیسوات بریشونن رو شونه هات آخه اون گیسوی بازت من و شیدا می کنه وقتی دستام تو موهات ناز تو آروم می کشه خمار چشم سیاهت لب مست تو رو رسوا می کنه به کمون کشیده ابرو ناوک ناز نگاه تو با تمام مزگونش شب امید و تو دلم وا می کنه لحظه ای تبسمت عشق و تو قلبم میاره که دلم هستیش و در کام تو بیدا می کنه وقتی که جام شراب شب مهتاب و دیدم موج مستی رو لبات و عین دریا می کنه لحظه ای وصال اون شب توی مستی و جنون من و مجنون وصالت تو رو لیلا می کنه باز بگم از اون همه کرشمه های سحری که همه کرشمه هات تو اوج مستی عشق و افشا می کنه وقتی که دیونه می شه عروس قصه ی مهتاب برق چشماش خودش و توی دلم جا می کنه آره اون خواب خواب رویای منه رویا های عاشقانت خواب و زیبا می کنه نمی خوام صدای دنیا دل و بیدار بکنه چون که دنیای هوس دلم رو خواب چشمم و هی وا می کنه تقدیم به رویای همیشه من
برواز برستو انتظارت را نمیکشم در رویاهای شب وصال باد باییزی در قلبم می تازد رویش گل تازه شکفته را به سوی مرگ می برد تمام رویا ها در هجوم غم باییز زرد و زرد تر می شود آری زمستان در راه است زمستانی سرد و دلگیر زمستانی که برستوی عشق را به کوچ می برد زمستانی که سر ها را در گریبان غم می برد دیگر صدای برستوی عاشق هم سکوت مرا نمی شکند آری سکوتم را نمی شکند ولی قلبم را شکست و رفت
میخوام بگم دوست دارم می خوام بگم دوست دارم همیشه عاشق می مونم اگه نشی ازم جدا می خوام بگم دیونه تم عاشق چشم سیاتم اگه نشی تو بی وفا دلم می خواد بازم بگی از عشق و اون دیونه گی بگی از اون حال و هوا بگی که من بروانه ام با نور تو دیونه ام بازم بگردی دور ما بازم می خوام حضورت تو حضور روبروی تو برام بشی گره گشا آخه میخوام میخونه رو لعل لب و بیمونه رو جام شراب رویا ها آره دلم شکسته شد هزار و صد تا تیکه شد وقتی که کردی تو جفا خدا کنه روزی نشه اون دل تو شکسته شه که من میشم انگشت نما نمیدونم چی چی بگم از چی و از کجا بگم شکستی دل رو بی بها این رو بدون تو قلبمی هم درمون و هم دردمی همیشه کن برام دعا همیشه کن برام دعا
|
![]()
Home
|