تبليغاتX
آیه های عشق -

آیه های عشق

 

قرار عشق یات نره

روزی که چشمای مستم به نگاهی ناز چشمات رو کشید

روزی که خمار نابی تو چشمای عروس شب رسید

تو شدی ساقی و من    افسون اون نگات شدم

 

روزی که  قلب من آرزو هاش و با عشق تو جلا می داد

وقتی قلب مهربونت سجده قلب من و بها می داد 

تو شدی کعبه و من      مهمون اون خونت شدم

 

اون شبی که تا سحر قصه ی فردا رو می گفتیم

قصه ی زلف سیاه بری دریا رو می گفتیم

تو شدی بری و من     حیرون گیسوات شدم

 

لحظه ای که نفست آواز عاشق رو می خوند

یا که آتیش درونت دل من رو می سوزوند

تو شدی شعله و من      آب رو آتیشت شدم

 

وقتی که بر زدی رفتی روی ابر سر نوشت

مست و مجنون شدی گفتی که منم توی بهشت

تو شدی برنده من     بر های بروازت شدم

 

شبی که تیر دو چشمات تو کمون ابرو هات دیونه بود

لحظه ای که ناوک مزگون مستت رو دلم نشونه بود

تو شدی صیاد و من    شکار مزگونت شدم

 

وقتی اون شب تو شراب جام من شدی

تو وصالت تا سحر خراب کام من شدی

تو شدی لیلی و من     مجنون و دلخونت شدم

 

آخ که اون شب تو میگفتی عاشقم عاشق تو

یا همون لحظه که گفتی هر چی دارم توی دنیا مال تو

تو شدی اسیر و من      زندون اون تنت شدم

 

توی اون وصال دل وقتی میگفتی بخدا

که با هم عهدی ببندیم نشیم از مستی جدا

تو شدی قرار و من      مهر رو بیمونت شدم

 

آخرش گریه ی شوق تو من و دیونه کرد

مروارید اشک چشمات مزه هات و شونه کرد

تو شدی معشوق و من      عاشق و هم دمت شدم

تو شدی معشوق و من       عاشق و هم دمت شدم

تقدیم به تو که همیشه درد قلب منی

+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت1:22توسط لیل | |