|
برواز برستو انتظارت را نمیکشم در رویاهای شب وصال باد باییزی در قلبم می تازد رویش گل تازه شکفته را به سوی مرگ می برد تمام رویا ها در هجوم غم باییز زرد و زرد تر می شود آری زمستان در راه است زمستانی سرد و دلگیر زمستانی که برستوی عشق را به کوچ می برد زمستانی که سر ها را در گریبان غم می برد دیگر صدای برستوی عاشق هم سکوت مرا نمی شکند آری سکوتم را نمی شکند ولی قلبم را شکست و رفت
|
![]()
Home
|